ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
108
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
اسحق خان قرائى و ناصر الدين توره « 1 » پسر بيگى خان امير بخارا به تهران آمد و فتحعليشاه را ملاقات كرد و بعد به خراسان بازگشت . . . اسحق خان قرائى كه چند سال مستقيم يا غير مستقيم محرك اصلى خوانين خراسان بود در ظاهر با محمد ولى ميرزا كمال خصوصيت را مىورزيد اما در باطن از معاندين و منافقين او بود . اسحق خان در سال 1231 ق . جدا مصمم گرديد كه هرطور شده شاهزاده را از حكومت خراسان عزل نموده و ديگرى را به جاى وى منصوب نمايد » با عزل محمد ولى ميرزا موافقت نشد اما با هداياى بسيار حسن عليخان پسر قرائى به حكومت كاشمر رسيد . ظاهرا محمد ولى ميرزا با بىاعتنائى ميرزا اسحق خان و پسرش روبرو شد و پسرش جسورانه با محمد ولى ميرزا روبرو مىشود . « محمد ولى ميرزا امر كرد اسحق خان و پسرش حسن على خان را طناب بيندازند » فورا امر وى اطاعت شد هر دو را كشتند » ( رجال ايران ج 4 ص 31 - 30 ) ص 32 ، س 22 - محمد ولى ميرزا : براى شرح احوال محمد ولى ميرزا - به مقدمهء ايرج افشار بر « جامع جعفرى تأليف محمد جعفر « طرب » نائينى به كوشش ايرج افشار ، از انتشارات انجمن آثار ملى تهران 1353 ش ، تصويرى از محمد ولى ميرزا كه در سال 1282 ه . ق . ترسيم شده بين صفحه 567 - 568 اين كتاب آمده است . ص 33 ، س 4 - حاجى ظهير الدوله : على خان قاجار ملقب و مشهور به ظهير الدوله و مشتهر به صفا على . براى اطلاع بيشتر از شرح احوال و آثار او - به مقدمهء ايرج افشار بر خاطرات و اسناد ظهير الدوله به كوشش ايرج افشار چاپ اول تهران 1351 ش . جيبى . ص 35 ، س 14 - دو بيت به لهجهء نائينى يا مشهدى : اگرچه مو گنه وسيار كردم * به اميد ته اى غفار كردم كنم يك شاه تويبى چون ته ديرم * و خوردم لوط و خود ويمار كردم
--> ( 1 ) - بامداد نوشته است « توره در زبان مغولى اوزبكى به معنى شاهزاده است » .